پتنیلغتنامه دهخداپتنی . [ پ َ ت َ ] (اِ) پاتنی .پاتینی . طبقی که بدان غله افشانند. چچ : بر سر از بسکه زر تازه کشد نرگس ترپتنی بردو سرش چون دو سر میزان است . اثیر اومانی .
بتنیلغتنامه دهخدابتنی . [ ب َ ت َ ] (اِخ ) پتنی . جمال اﷲ هندی بتنی منسوب به پتنه از شهرهای هند. وی در 1501 م . در نهر والی گجرات بدنیا آمد و در مکه درس خواند و سپس به طریقه ٔ ق
پاتنیلغتنامه دهخداپاتنی . [ ت ِ ] (اِ) چَچ . آلتی چوبین چون پنجه ٔ انسان با دسته ٔ بلندکه در خرمن ها بدان غله برافشانند و کاه از دانه جدا کنند. پَتِنی . غله برافشان . و در لهجه ٔ