پافرهنگ مترادف و متضاد۱. خطوه، رجل، شلنگ، قدم، گام، لنگ ۲. همبازی ۳. پایین، ته، دامن، ذیل، زیر ۴. تاب، توان، طاقت، قدرت، قوت، یارا ۵. اساس، اصل، بن، بیخ، پایه
وریستادلغتنامه دهخداوریستاد. [ وَ ] (اِ) پایه و زینه و نردبان . (آنندراج ). || پا و قدم و نشان پای . (ناظم الاطباء).
چتر سیاهلغتنامه دهخداچتر سیاه . [ چ َ رِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) مؤلف انجمن آرا ذیل «چتر» نویسد: ... و چتر سیاه از علامات بنی عباس بوده همچنین رایت سیاه که بسلاطین خلعت میداده ان
دوالیلغتنامه دهخدادوالی . [ دَ ] (ع اِ) (اصطلاح پزشکی ) علتی و مرضی است . (برهان ) (از فرهنگ جهانگیری ). مرضی که بیشتر پیکان و پیاده روان و کسانی را که بیشتر به پای ایستند افتد.
حدلغتنامه دهخداحد. [ ح َدد ] (ع اِ) حائل میان دو چیز. (منتهی الارب ). حاجز بین دو شی ٔ. فاصل میان دو چیز. فصل . الفصل بینک وبینه . (تعریفات جرجانی ). || نهایت هرچیز.منتهای هر