پایینترینفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد پایینترین، زیرین، پایینی، تحتانی، پایین مینیمم، حداقل، اقل ◄ کمتر اسفلالسافلین ریشهای، بنیادی خوابیده زیرزمینی، تحتالارضی نگاهدارنده
پایینترین اوربیتال مولکولی اشغالنشدهlowest unoccupied molecular orbitalواژههای مصوب فرهنگستاناوربیتالی در یک مولکول که پایینترین تراز انرژی خالی در صفر مطلق است متـ . پاما LUMO
پایینترین قیمت پیشنهادیlow bidواژههای مصوب فرهنگستانگزینهای برای تدارک در پروژه، هنگامی که پایینترین قیمت پیشنهادشده در مناقصه تنها معیار انتخاب است
پایینترین ولتاژ سامانهlowest voltage of a systemواژههای مصوب فرهنگستانکمترین مقدار ولتاژ بهرهبرداری برای هر نقطه از یک سامانۀ الکتریکی که در شرایط کار عادی به تجهیزات آسیب نرساند
حفرۀ پایینترقوهایinfraclavicular fossa, fossa infraclavicularisواژههای مصوب فرهنگستانفرورفتگی کمعمقی در پایین ترقوه متـ . مثلث پایینترقوهای، مثلث پایینچنبری infraclavicular triangle
مثلث پایینترقوهای، مثلث پایینچنبریinfraclavicular triangleواژههای مصوب فرهنگستان← حفرۀ پایینترقوهای
آستانۀ کشفdetection thresholdواژههای مصوب فرهنگستانپایینترین سطح شدت صدا که در آن فرد میتواند وجود یا عدم وجود محرک گفتاری یا غیرگفتاری را تشخیص دهد متـ . آستانۀ کشف گفتار speech detection threshold, SDT
پایۀ اَبرcloud baseواژههای مصوب فرهنگستانپایینترین تراز جوّ که در آن هوا دارای کمیت قابلمشاهدهای از ذرات اَبر است
پایینترین اوربیتال مولکولی اشغالنشدهlowest unoccupied molecular orbitalواژههای مصوب فرهنگستاناوربیتالی در یک مولکول که پایینترین تراز انرژی خالی در صفر مطلق است متـ . پاما LUMO
پایینترین قیمت پیشنهادیlow bidواژههای مصوب فرهنگستانگزینهای برای تدارک در پروژه، هنگامی که پایینترین قیمت پیشنهادشده در مناقصه تنها معیار انتخاب است
پوشش آغازینinitial maskingواژههای مصوب فرهنگستانپایینترین سطح پوشش مؤثر که به گوش غیرآزمایشی فرستاده میشود