پایگذارلغتنامه دهخداپایگذار. [ گ ُ ] (نف مرکب ، اِ مرکب ) مددکار. دست مَرد. (رشیدی ) : بود توشرع برتواند داشت ز آنکه او روشن است و بود تو تاردین نیابد ز دست تا بود است مر ترا دست م