26 فرهنگ

107 مدخل


پایمردی

pāymardi

۱. یاری؛ کمک.
۲. میانجی‌گری؛ شفاعت: ◻︎ حقا که با عقوبت دوزخ برابر است / رفتن به پایمردی همسایه در بهشت (سعدی: ۱۱۰).

۱. حمیت، غیرت
۲. پایداری
۳. میانجیگری، وساطت
۴. پشتیبانی، حمایت

assist, assistance, help, ministration, ministry, perseverance, persistence, relief, service, stewardship, succor, succour, support