پایروندلغتنامه دهخداپایروند. [ ] (اِخ ) نام طایفه ای از قبایل کرد ایران تقریباً دارای 800 خانوار و در پراو (کوه ) به شمال شرقی کرمانشاه سکونت دارند.
پایوندفرهنگ انتشارات معین(وَ) (اِمر.) 1 - پابند. 2 - پیک پیاده ای که در هر منزل می ماند تا پیک خسته نامه به او بدهد و بدین طریق نامه زودتر به مقصد می رسید. 3 - افسر، به ویژه افسر شهربان
پایوندلغتنامه دهخداپایوند. [ وَ ] (اِ مرکب ) پاوند. پای بند. پایگذار. || پیک پیاده که در هر منزل بداشتندی تا پیک مانده نامه به آسوده دادی و نامه زودتر بجای مقصود رسیدی . رجوع به ا
پیرغیبلغتنامه دهخداپیرغیب .[ غ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان پایروند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه . واقع در 20هزارگزی کرمانشاه و 1500 گزی کنشت . دامنه ، سردسیر. دارای 200 تن سکنه . آب آن
جلیلوندلغتنامه دهخداجلیلوند. [ ج َ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پایروند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه ، واقع در 41هزارگزی شمال خاوری کرمانشاه در قسمت بالای دره ٔ برناج . موقع جغرافیا
داروندلغتنامه دهخداداروند. [ دارْ وَ ] (اِخ ) دهی از دهستان پایروند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه در 38 هزارگزی شمال خاوری کرمانشاه و 5 هزارگزی خاور راه عمومی مالرو کرمانشاه به کندول
قبهلغتنامه دهخداقبه . [ ق ُب ْ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پایروند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان . در 16000 گزی شمال خاوری کرمانشاه و 6000 گزی شمال شوسه ٔ کرمانشاه به تهران و
کنشتلغتنامه دهخداکنشت . [ ک ِ ن ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان پایروند است که در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه واقع است و 170 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).