پایارواژهنامه آزادپایدار؛ استوار؛ ماندگار ؛ زنده ماندن ؛ به طور معمول به معنای «زنده باشی» به صورت دعایی گفته می شود. پایدار ، مقاوم، پاینده، استوار
پایارfin, flipper, swim fin, bifin, sterefinواژههای مصوب فرهنگستاننوعی کفش پلاستیکی یا لاستیکی تخت و بزرگ شبیه به پای اردک که از آن برای غواصی و در مواردی برای شنا استفاده میشود
پایارلغتنامه دهخداپایار. (ص مرکب ، اِمرکب ) پار. عام ماضی . سنه ٔ ماضیه . عام اوّل . سال گذشته بیفاصله و پیش از این پیرار. (از فرهنگی خطی ).
شنای پایارfin swimmingواژههای مصوب فرهنگستاننوعی شنا که با استفاده از پایار در سطح یا در زیر آب انجام میشود
پایافرهنگ مترادف و متضادباقی، پایدار، پاینده، جاودانه، جاودانی، جاوید، مانا، مخلد، مدام، مستدام، مستمر ≠ زودگذر
شنای پایارfin swimmingواژههای مصوب فرهنگستاننوعی شنا که با استفاده از پایار در سطح یا در زیر آب انجام میشود
پارفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. در سال گذشته.۲. (اسم) سال گذشته؛ سال پیش؛ پارسال؛ پایار: ◻︎ فراوان خوشترم امروز از دی / فراوان بهترم امسال از پار (فرخی: ۱۴۴).