پاپوشفرهنگ مترادف و متضاد۱. پروندهسازی، پرونده، مزاحمت ۲. گرفتاری، مخمصه ۳. ارسی، پاچپله، پایافزار، کفش
پاپوآسلغتنامه دهخداپاپوآس . (اِخ ) پاپوس . نام سیاه پوستانی که در اقیانوسیه ، گینه ٔ جدید و مجمعالجزایر سلیمان و هبرید جدید و کالدونی جدید و جزایر فیجی پراکنده اند.
چهارضلعیلغتنامه دهخداچهارضلعی . [ چ َ / چ ِ ض ِ ] (ص نسبی ) دارای چهار بر. که چهار پهلو داشته باشد. که دارای چهار ضلع باشد. هر سطح محدود به چهار خط مستقیم متقاطع.- چهارضلعی کامل ؛
موسی خورنیلغتنامه دهخداموسی خورنی . [ سا خ ُ رَ / رِ ] (اِخ ) موسی خورن . موسی خورنچی . مورخ ارمنی است و زمان حیات او محل اختلاف است . وی از شاگردان مسروپ است که خط ارمنی را اختراع کر
تجزیهلغتنامه دهخداتجزیه . [ ت َ ی َ ] (ع مص ) پاره پاره کردن و تقسیم کردن چیزی را. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). جزء جزء کردن چیزی را. (ناظم الاطباء). جزء جزء و پاره پاره کردن .(فره