پاییزهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. مربوط به پاییز.۲. مناسب برای پاییز: لباس پاییزه.۳. زراعتی که حاصل آن در فصل پاییز بهدست آید.۴. ویژگی محصولاتی که در پاییز کشت میشود: کشتِ پاییزه.
پائیزهلغتنامه دهخداپائیزه . [ زَ / زِ ] (مغولی ، اِ) پایزه . فرمانی بود که پادشاهان به کسی میدادند تا به هر جای که رود همه فرمانبردار وی باشند. برای شواهد رجوع به کلمه ٔ پایزه شود
پائیزه کاریلغتنامه دهخداپائیزه کاری . [ زَ / زِ ] (حامص مرکب ) کشت و زرع در پائیز. مقابل بهاره کاری .