پاونلغتنامه دهخداپاون . [ وَ ] (اِخ ) دریاچه ای به ایالت پوی دُدُم در دهانه ٔ کوه آتش فشانی زیبا به ارتفاع 1197 گز.
پاوندلغتنامه دهخداپاوند. [ وَ ] (اِ مرکب ) بندی که بر پای نهند. بندی باشد که در پای گناهکاران و مجرمان گذارند. (برهان ). مطلق بندی که بر پای گناهکاران نهند و پابند مغیر آن است نه
پاونیلغتنامه دهخداپاونی . (اِخ ) قومی به شمال امریکا در حدود 6000 تن که ستاره ٔ زهره را ستایش کنند و در قدیم قربانی آدمی میکرده اند.
پاوندلغتنامه دهخداپاوند. [ وَ ] (اِ مرکب ) بندی که بر پای نهند. بندی باشد که در پای گناهکاران و مجرمان گذارند. (برهان ). مطلق بندی که بر پای گناهکاران نهند و پابند مغیر آن است نه
پاونیلغتنامه دهخداپاونی . (اِخ ) قومی به شمال امریکا در حدود 6000 تن که ستاره ٔ زهره را ستایش کنند و در قدیم قربانی آدمی میکرده اند.
باونلغتنامه دهخداباون . [ وَ ] (اِخ ) پاون . نام نهری در باج پران . و رجوع به تحقیق ماللهند بیرونی ص 131 سطر1 و 14 شود.
poundدیکشنری انگلیسی به فارسیپوند، پاوند، لیره، اغل، استخر یا حوض اب، واحد مسکوک طلای انگلیسی، ضربت، اغل حیوانات گمشده و ضاله، زدن، کوبیدن، ساییدن، ارد کردن، بصورت گرد در اوردن، با مشت زدن