پان تلیکلغتنامه دهخداپان تلیک . [ ت ِ ] (اِخ ) کوهی در آتیک واقع در میان اثینا و ماراتن . مرمرهای سفید و زیبای آن معروف است و اکنون بنام پان تِلی مشهور است .
پانلغتنامه دهخداپان . (اِ) اسم هندی تنبول است . تامبول . تامول . تنبول . تنبُل . شاه صینی . (دمشقی ). و آن برگی باشد از قسمی فلفل که آنرا در هندوستان با آهک و فوفل خایند تا لبه
پانلغتنامه دهخداپان . (اِخ ) در اساطیر یونانی نام پسر هرمس و پریئی بنام دریوپ . وی محافظ گله هاست و در ردیف ملتزمین دیونیسوس قرار دارد و از دره ها و کوهها عبور میکند و بشکار یا
پان ته آلغتنامه دهخداپان ته آ. [ت ِ ] (اِخ ) گزنفون در کتاب 4، فصل 2 آرد که : در خلال این احوال مادیها غنائم را تقسیم کردند و برای کوروش خیمه ٔ باشکوهی با تمام لوازم معیشت و یک زن ش
پان رخصتلغتنامه دهخداپان رخصت . [ ن ِ رُ ص َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) در بعض بلادهند رسم است که بوقت رخصت کردن پان به شخص رونده میدهند. (غیاث اللغات ). مانند قهوه ٔ مرخصی در ایران