پانیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهآب: ◻︎ نه در آن معده ریزهای میده / نه در آن دیده قطرهای پانی (سنائی: لغتنامه: پانی).
پانیلغتنامه دهخداپانی . (هندی ، اِ) آب . (رشیدی ). ماء : نه در آن معده ریزه ٔ میده نه در آن دیده قطره ٔ پانی . سنائی .اسامی دراین عالم است ار نه حاشاچه آب و چه نان و چه میده چه
پانی پاتلغتنامه دهخداپانی پات . (اِخ ) شهری بر ساحل رود جمنه در ایالت دهلی و مردم آن بیش از دوثلث مسلمان میباشند. مجموع اهالی آنجا 25000 تن است و این شهرمیدان محاربات عدیده بوده است
پانی پاتلغتنامه دهخداپانی پات . (اِخ ) شهری بر ساحل رود جمنه در ایالت دهلی و مردم آن بیش از دوثلث مسلمان میباشند. مجموع اهالی آنجا 25000 تن است و این شهرمیدان محاربات عدیده بوده است