پاندولفرهنگ انتشارات معین[ فر. ] ( اِ.) 1 - جسم آویخته ای که حرکت نوسانی داشته باشد مانند آویز ساعت دیواری که به چپ و راست حرکت می کند. 2 - رقاصک ، آونگ .
پاندولفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. آویزی که در بعضی از ساعتهای دیواری به چپ و راست حرکت میکند.۲. (فیزیک) جسم سنگین آویختهای که حرکت نوسانی داشته باشد؛ آونگ.
پندولواژهنامه آزاد(گنابادی) پُنْدُوْل [pondouwl ]؛ پیر، فرتوت، کهنه، وسیله ای که زیاد کار کرده، فرسوده، پُوْدَ.
پاندلفلغتنامه دهخداپاندلف . [ دُ ] (اِخ ) نام چهار تن از حکمرانان لُمباردی و مشهورترین آنان پاندلف اول است که ملقب به «آهنین سر»میباشد و از 961 تا 981م . در کاپو حکم رانده است . ا