پالانلغتنامه دهخداپالان . (نف ، ق )نعت فاعلی از پالودن . در حال پالودن . || (اِ) زین کاه آکنده ٔ خر، الاغ و استر و اسب پالانی . پشماکندی که به پشت ستور نهند. پشماگند. کوُر. اِکاف
پالانفرهنگ انتشارات معین( اِ.) پوششی ضخیم انباشته از کاه ، پشم یا پوشال که بر پشت ستور می نهند برای نشستن یا بار نهادن . ؛ ~ کسی کج بودن کنایه از: رفتاری غیراخلاقی و ناروا داشتن .
پالان توکنلغتنامه دهخداپالان توکن . [ ک َ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه خوی به ماکو میان مریملر و شوت در 87000 گزی خوی .
پالان دوکنلغتنامه دهخداپالان دوکن . (اِخ ) یکی از کوههای جهت جنوبی شهر ارزروم و این کوه فاصله است میان منبع رود قره سو و رود پاسیم .
پالان سواریلغتنامه دهخداپالان سواری .[ ن ِ س َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) پالان خردتر و ظریف تر از پالان باری که بجای زین بکار رود. پالان قجری .
پالان توکنلغتنامه دهخداپالان توکن . [ ک َ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه خوی به ماکو میان مریملر و شوت در 87000 گزی خوی .
پالان دوکنلغتنامه دهخداپالان دوکن . (اِخ ) یکی از کوههای جهت جنوبی شهر ارزروم و این کوه فاصله است میان منبع رود قره سو و رود پاسیم .