پالانلغتنامه دهخداپالان . (نف ، ق )نعت فاعلی از پالودن . در حال پالودن . || (اِ) زین کاه آکنده ٔ خر، الاغ و استر و اسب پالانی . پشماکندی که به پشت ستور نهند. پشماگند. کوُر. اِکاف
پالانفرهنگ انتشارات معین( اِ.) پوششی ضخیم انباشته از کاه ، پشم یا پوشال که بر پشت ستور می نهند برای نشستن یا بار نهادن . ؛ ~ کسی کج بودن کنایه از: رفتاری غیراخلاقی و ناروا داشتن .
پالانگویش خلخالاَسکِستانی: pâlân دِروی: pâlân شالی: pâlân کَجَلی: pâlân کَرنَقی: pâlân کَرینی: pâlân کُلوری: pâlân گیلَوانی: pâlân لِردی: pâlân
پالانفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهپوشاک ضخیم آکنده از پشم یا کاه یا پوشال که بر پشت حیوانات بارکش میگذارند و بر روی آن بار میبندند یا سوار میشوند: ◻︎ آن یکی خر داشت و پالانش نبود / یافت پالان