پاشویهفرهنگ انتشارات معین(یِ) (اِمر.) = پاشوره : 1 - آب گرمی که نمک یا خردل را در آن حل کرده و به وسیلة آن پای بیمار را بشویند. 2 - آبراه کوچک در اطراف حوض .
پاشویه کردنفرهنگ انتشارات معین( ~. کَ دَ) (مص م .) شستن پای بیمار با آب گرم مخلوط به نمک یا خردل و مانند آن برای پایین آوردن تب بیمار.
پاشویهفرهنگ انتشارات معین(یِ) (اِمر.) = پاشوره : 1 - آب گرمی که نمک یا خردل را در آن حل کرده و به وسیلة آن پای بیمار را بشویند. 2 - آبراه کوچک در اطراف حوض .
اعضادلغتنامه دهخدااعضاد. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ عَضد، بمعنی ناحیه و کرانه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ِ عَضد، ناحیه . || یاران . یاوران . کمک کنندگان : اولاد و اعضاد و اتباع و
پاشویهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. آبرو باریکی که گرداگرد حوض درست میکنند.۲. پله یا لبۀ حوض که در آنجا پاهای خود را میشویند.۳. جای شستن پا.۴. محلولی که از نمک، خردل یا داروهای دیگر برای شست
پاشویهلغتنامه دهخداپاشویه . [ ی َ / ی ِ ] (اِ مرکب ) آب گرم خالص یا مخلوط بخردل و نمک و غیره که پای بیمار بدان شویند. || دیواره ٔ حوض . || آب روِ گرداگرد حوض .- پاشویه کردن ؛ شست