پاشنگلغتنامه دهخداپاشنگ . [ ش َ ] (اِ) خوشه ٔ انگور. خوشه ٔ کوچک از انگور. چلازَه . زنگله . || چوب خوشه ٔ انگور یا چوب چلازه ٔ انگور. || خوشه ٔ انگوری که بجهت تخم نگاه دارند. (بر
پاشنگهلغتنامه دهخداپاشنگه . [ ش َ گ َ / گ ِ ] (اِ) خوشه ٔ کوچک انگور. || خوشه ٔ انگوری که بر تاک خشک شده باشد. || هر چیز که بجهت تخم نگاه دارند. (برهان ). و رجوع به پاشنگ شود.
پاشنگهلغتنامه دهخداپاشنگه . [ ش َ گ َ / گ ِ ] (اِ) خوشه ٔ کوچک انگور. || خوشه ٔ انگوری که بر تاک خشک شده باشد. || هر چیز که بجهت تخم نگاه دارند. (برهان ). و رجوع به پاشنگ شود.
پاهنگفرهنگ انتشارات معین(هَ) (اِمر.) = پاسنگ . پاشنگ . پاچنگ . پازنگ . پاژنگ . پاجنگ : پای افزار، کفش .
پاهنگ دارواژهنامه آزادمیزان در دو کفه ترازو، متوازن ، دارای آهنگ و وزن ،پاشنگ، پاسنگ ،پالهنگ وزنه ای که روی ترازو قرار میدادند
وینافرهنگ نامها(تلفظ: vinā) بینا. [از ریشهی ' وین'/vin/ به آرش دیدن در فرس هخامنشی ' وئین ' و در زند ' ویتن' /vitan/ به آرش دیدن . (از فرهنگ پاشنگ)] ؛ (در کردی ، wenā) شناخت
پاهنگلغتنامه دهخداپاهنگ . [ هََ ] (اِ مرکب ) پاسنگ . پاچنگ . چیزی که در یک پله ٔ ترازو آویزند تا با پله ٔ دیگر برابر شود. (برهان ). || و پاهنگ مرادف پاشنگ مخفف پادآهنگ مرکب از پا