پاسیوفرهنگ انتشارات معین(یُ) [ انگ . ] (اِ.) 1 - حیاط خلوت . 2 - نورگیر. 3 - بخشی از آپارتمان به صورت باغچه یا گلخانه .
پاسیونواژهنامه آزادفضاى کوچکى از یک رستوران یا هتل جداى از آن مجموعۀ غذاخورى، همۀ امکانات سرویس دهى را داشته باشد. passion؛ اشتیاق وعلاقۀ شدید، احساسات تند و شدید، تعصب شدید، اغر
فعل پذیریلغتنامه دهخدافعل پذیری . [ ف ِ پ َ ] (حامص مرکب ) انفعال . (یادداشت مؤلف ). حالت و کیفیت فعل پذیر. (فرهنگ فارسی معین ). در متون روانشناسی در مقابل اصطلاح فرانسوی پاسیویته ب