پارگیلغتنامه دهخداپارگی . [ رَ / رِ ] (حامص )چگونگی چیزی پاره . انخراق . کهنگی و دریدگی . (غیاث اللغات ). || قحبگی . (برهان ). || (اِ) حوض کوچک که آب غسلخانه و مطبخ در آن جمع شود
rupturesدیکشنری انگلیسی به فارسیپارگی، گسیختگی، قطع، گسستگی، جدایی، فتق، گسستن، ترکیدن، قطع کردن، گسیختن، جدا کردن