پاروگویش خلخالاَسکِستانی: xəya دِروی: xəya شالی: xəya کَجَلی: hiya کَرنَقی: xəya کَرینی: xəya کُلوری: xəya گیلَوانی: xəya لِردی: xiya
پاروفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱.آلتی شبیه بیل که با آن برف یا چیز دیگر را از روی زمین میروبند؛ بیل چوبی.۲. آلتی که در قایقهای پارویی بهوسیلۀ آن قایق را میرانند. پارو کردن: (مصدر متعدی) ر
مجذافدیکشنری عربی به فارسیپارو , پارو زدن , بيلچه , پاروي پهن قايقراني , با باله شنا حرکت کردن , دست و پا زدن , با دست نوازش کردن , ور رفتن , با چوب پهن کتک زدن
paddlesدیکشنری انگلیسی به فارسیدست و پا زدن، پارو، پره، بیلچه، پاروی پهن قایقرانی، پارو زدن، با دست نوازش کردن، ور رفتن، با باله شنا حرکت کردن، با چوب پهن کتک زدن
paddleدیکشنری انگلیسی به فارسیدست و پا زدن، پارو، پره، بیلچه، پاروی پهن قایقرانی، پارو زدن، با دست نوازش کردن، ور رفتن، با باله شنا حرکت کردن، با چوب پهن کتک زدن