پارتیزانفرهنگ انتشارات معین[ فر. ] (اِ.) چریک ، سربازی که به صورت غیرکلاسیک و نامنظم با دشمن می جنگد.
پارتیزانلغتنامه دهخداپارتیزان . (فرانسوی ، ص ، اِ) جانبدار. طرفدار. هواخواه . || معتقد به عقیده یا مسلکی .
چتهلغتنامه دهخداچته . [ چ َ ت َ / ت ِ ] (اِ) چریک . حشر. سرآزاد. گروهی از سپاهیان . و در ترکیبات گویند: جنگ چته ؛ جنگ پارتیزانی . جنگ با دسته های کوچک در جاهای مختلف . قشون چته
پرثوآواژهنامه آزاداز ریشه ی پرثوه به معنای جنگجوی دلیر و با فضیلت است و امروزه نام ورزش پهلوانی ایرانی است که مبتنی بر رسم و رسوم پارتیزانی و پهلوانی است
جنگفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. زدوخورد و کشتار میان چند تن یا میان سپاهیان دو کشور؛ نبرد؛ پیکار؛ رزم؛ کارزار؛ آورد.۲. [مجاز] کشمکش میان رقیبان برای دستیابی به اهداف مورد نظر خود.۳. (بن مضا
الجزایرلغتنامه دهخداالجزایر. [اَ ج َ ی ِ ] (اِخ ) کشوری است در شمال غربی آفریقا، مساحت آن در حدود سه ملیون هزارگز مربع و سکنه ٔ آن 8931000 تن است که از آن یک میلیون غیر مسلمان و از
پارتیزانلغتنامه دهخداپارتیزان . (فرانسوی ، ص ، اِ) جانبدار. طرفدار. هواخواه . || معتقد به عقیده یا مسلکی .