پارانشیمفرهنگ انتشارات معین[ فر. ] (اِ.) 1 - بخش فعال اعضای غده ای . 2 - نسج سلولی نرم و اسفنجی که در برگ ها، ساقه های جوان و میوه ها فواصل قسمت های الیافی را پر می کند، بافت اسفنجی .
پارانشیمفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهبافت سلولی نرم و اسفنجی که در برگها و ساقههای نازک گیاهان و میوهها فواصل قسمتهای الیافی را پر میکند.
پارانشیملغتنامه دهخداپارانشیم . (فرانسوی ، اِ) نسج سلولی نرم و اسفنجی که در برگها و ساقه های نازک و میوه ها فواصل قسمتهای الیافی را پر میکند.
پینهcallus 1واژههای مصوب فرهنگستان[کشاورزی- علوم باغبانی] بافت پارانشیمی (paranchyma) که در نتیجۀ ترمیم زخم روی گیاه و همچنین یاختههای تمایزنیافته در کشت مصنوعی تولید میشود [حشرهشناسی] برچستگ
پینهزاییcallusingواژههای مصوب فرهنگستانتولید یاختههای پارانشیمیِ (paranchyma) نامتمایز در کشت بافت
طبقه ٔ مولد داخلیلغتنامه دهخداطبقه ٔ مولد داخلی . [ طَ ب َ ق َ / ق ِ ی ِ م ُ وَل ْ ل ِدِ خ ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) میان دسته های چوبی وآبکشی آغازی بافت پارانشیم و سلولهای زنده ای قرار گر
طبقه ٔ مولد خارجیلغتنامه دهخداطبقه ٔ مولد خارجی . [ طَ ب َ ق َ / ق ِ ی ِ م ُ وَل ْ ل ِ دِ رِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) طبقه ٔ مولد خارجی که به نام های فلوژن یا طبقه ٔ مولد سوبروفلودرمی نامید
چوبی شدنلغتنامه دهخداچوبی شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) از جنس چوب گشتن . || همسان و همانند و همشکل چوب گشتن از رنگ و شکل و غیره . || در نباتات چوبی شدن یکی از تغییرات شیمیائی غشاء گل