پارامتر مکانlocation parameterواژههای مصوب فرهنگستانپارامتری که محل قرارگیری توزیع فراوانی را مشخص میکند، به این معنا که مقدار نوعی یا مرکزی آن را تعریف میکند
پارامترواژهنامه آزادفَراسَنج. برای نمونه "توصیفِ پارامتری یک مسئله" به پارسی می شود "بَرنِوِشتِ فَراسَنجی یک پرسمان".
پارامترفرهنگ انتشارات معین(مِ) [ فر. ] (اِ.) 1 - مقدار ثابت دلخواهی که به ازاء هر یک از مقادیر آن عضوی از یک دستگاه مشخص شود. 2 - متغیری که می توان دو یا چند تابع را برحسب آن بیان کرد. ا
پارامتر بستاریclosure parmeterواژههای مصوب فرهنگستاننسبت چگالی موضعی عالم به چگالیای که به توقف انبساط عالم میانجامد
پارامتر تعداد اقلام تأیید اعتبارaccreditation multiplicity parameterواژههای مصوب فرهنگستانعدد صحیح مثبتی برابر با تعداد اقلام اطلاعات تأیید اعتبار که مرجع تأیید اعتبار در اختیار هستار قرار میدهد
ماتریس پراکندگیdispersion matrixواژههای مصوب فرهنگستانماتریسی شامل میزان انحراف هر متغیر از پارامتر مکان توزیع همان متغیر
عددِ موج محلیlocal wavenumberواژههای مصوب فرهنگستانکمیتی در حوزة مکان که در تحلیل دادههای میدان مغناطیسی، به جای بسامد محلی، در روش تصویرسازی پارامتر چشمه به کار میرود
عنصر عددیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد ی، فاکتور، کسر، عددگویا، کسر متعارفی، عدد مخلوط، کسر مرکب مضروب، مقسوم، بخشیاب، مضروبٌفیه، مقسومٌعلیه، بخشی مخرج، مضرب اعشار، اعشار مکرر فاکتور مشت
بیضیلغتنامه دهخدابیضی . [ ب َ / ب ِ ] (از ع ، اِ) منحنیی (مسدود) واقع دریک صفحه که مجموع فواصل هر نقطه ٔ آن از دو نقطه ٔ ثابت (موسوم به دو کانون بیضی ) واقع در آن صفحه مقدار ثاب
تبدیللغتنامه دهخداتبدیل . [ ت َ ] (ع مص ) بدل کردن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). بدل چیزی آوردن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). بدل کردن چیزی به چیزی . (آنندراج ). گرفتن چیز