پارامتر مقیاسscale parameterواژههای مصوب فرهنگستانپارامتری از یک توزیع فراوانی که بهصورت تابعی، به مقیاس متغیر مرتبط است
پارامتر مکانlocation parameterواژههای مصوب فرهنگستانپارامتری که محل قرارگیری توزیع فراوانی را مشخص میکند، به این معنا که مقدار نوعی یا مرکزی آن را تعریف میکند
پارامترواژهنامه آزادفَراسَنج. برای نمونه "توصیفِ پارامتری یک مسئله" به پارسی می شود "بَرنِوِشتِ فَراسَنجی یک پرسمان".
پارامترفرهنگ انتشارات معین(مِ) [ فر. ] (اِ.) 1 - مقدار ثابت دلخواهی که به ازاء هر یک از مقادیر آن عضوی از یک دستگاه مشخص شود. 2 - متغیری که می توان دو یا چند تابع را برحسب آن بیان کرد. ا
ماندهمغناطش همدمای سختhard isothermal remanent magnetization, HIRMواژههای مصوب فرهنگستانپارامتر مغناطیسی سنگ برای بیان کمّی میزان کانیهای سخت یا کانیهای مغناطیسی با وادارندگی بالا در نمونه
فرض یکطرفهone-sided hypothesis, directional hypothesis, one-tailed hypothesisواژههای مصوب فرهنگستانفرض مقابلی که مقادیر یکسویهای از پارامتر مورد آزمون را در نظر میگیرد
ماتریس پراکندگیdispersion matrixواژههای مصوب فرهنگستانماتریسی شامل میزان انحراف هر متغیر از پارامتر مکان توزیع همان متغیر