پاراللفرهنگ انتشارات معین(لِ لْ) [ فر. ] (اِ.) دو چوب موازی که آن ها را به طور افقی و نزدیک به هم بر پایه های عمودی نصب کنند و روی آن حرکات ورزشی انجام دهند.
پاراللفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدر ژیمناستیک، دو چوب موازی افقی و نزدیک به هم که روی پایههای عمودی نصب شدهاند و ورزشکاران با آن حرکات ورزشی انجام میدهند.
پارالی پومنلغتنامه دهخداپارالی پومن . [ م ِ ] (اِخ ) نامیست که وولگات بر دو کتاب تاریخی عهد عتیق مکمل کتاب پادشاهان داده است و در آن دو وقایعی که مورخان یاد نکرده انداز ابتدای جهان تا
پروست پارادللغتنامه دهخداپروست پارادل . [ پْرِ / پ ِ رِ وُ دُ ] (اِخ ) لوسین اناتول . ادیب و نویسنده ٔ سیاسی فرانسه . مؤلف کتاب «بحث در نویسندگان اخلاقی فرانسه ». وی به سال 1829 م . در
ژیمناستیکلغتنامه دهخداژیمناستیک . (فرانسوی ، اِ) ورزش بدنی با اسبابهای مختلف از قبیل پارالل و بارفیکس و دارحلقه و غیره .
آفتابفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. گرمی، روشنایی، و نور خورشید.۲. = خورشید۳. (ورزش) در ژیمناستیک، حرکتی که در آن ورزشکار حول میلۀ بارفیکس، روی دارحلقه، و یا پارالل روبهجلو به چرخش درمیآید.
ژیمناستیکفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهاز رشتههای ورزشی که از حرکات هماهنگ بر روی زمین یا با وسایلی همچون بارفیکس، پارالل، خرک، تاب، و امثال آنها انجام میشود.