پادگانفرهنگ انتشارات معین(دِ) [ په . ] (اِمر.) 1 - محل اسکان گروهی از سربازان که برای محافظت محلی در آنجا متوقف شوند.2 - سربازخانه ، ساخلو. 3 - دسته - های پیاده نظام عهد ساسانی .
پادگانفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. گروهی از سربازان که در یک محل متوقف و مٲمور نگهبانی آن محل باشند؛ ساخلو.۲. محلی که این گروه در آن مستقر میشوند.
پادگانهفرهنگ انتشارات معین(دِ نِ)(اِمر.)1 - بام ، پشت بام . 2 - پنجره ، دریچه . 3 - فضای صاف و بلند در دامنة کوه .
پادگانهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (زمینشناسی) دیوارههایی که از تهنشستهای آب رودخانه در کنارههای بستر رود تشکیل میشود.۲. [قدیمی] بام؛ پشت بام.۳. [قدیمی] پنجره.۴. [قدیمی] دریچه.۵. (زمینش
پادگانهterraceواژههای مصوب فرهنگستانسطح دراز و باریک و بهنسبت تراز یا اندکی شیبدار با پهناوری کمتر از دشت که دو دامنۀ پرشیب آن را محصور کند