پازیرلغتنامه دهخداپازیر. (اِ مرکب ) چوبی را گویند که در زیر سقفی یا دیواری که قصور کرده باشد فروزنند تا نیفتد. (برهان ). و ظاهراً مصحف پادیراست . رجوع به پادیر و رجوع به پاذیر و
تدمرلغتنامه دهخداتدمر. [ ت َ م ُ ] (اِخ ) پالمیر . شهری به شمال شرقی دمشق در واحه ٔ بادیةالشام که پایتخت ملکه زینب و محل تجارت و راه بازرگانی بود. امپراطور اورلیانوس بسال 272 م