پا درمیانیفرهنگ انتشارات معین(دَ) (ص .) مجازاً: میانجیگری و واسطه شدن جهت آشتی و یا از میان بردن اختلاف طرف های دعوا، وساطت .
پدرمکانیpatrilocality, virilocality, patrilocal residence, virilocal residenceواژههای مصوب فرهنگستانرسمی در برخی از جوامع ابتدایی و برخی از جوامع سنتی امروزی که براساس آن زن پس از ازدواج به خانة پدریِ شوهر یا نزدیک به آن میرود
پامیانی کردنلغتنامه دهخداپامیانی کردن .[ ک َ دَ ] (مص مرکب ) میانجی شدن . وساطت و دلاّلی در خرید و فروش و عقد بیع و نکاح و معاملات دیگر کردن .
مداخلهفرهنگ مترادف و متضاد۱. پادرمیانی، شفاعت، میانجیگری، وساطت ۲. دخالت، دخلوتصرف، دستاندازی ۳. شرکت، مداخلت ۴. مباشرت