پاتوقفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. جایی که کسی معمولاً ساعتهای بیکاری خود را در آن میگذراند.۲. [قدیمی] جایی که پرچم را نصب کنند و گروهی دور آن جمع شوند؛ پای عَلَم.
پاتوقفرهنگ انتشارات معین(تُ) [ فا - تر. ] (اِمر.) = پاتوغ : محلی که همیشه در آنجا عده ای گرد هم آیند.
پاتوغلغتنامه دهخداپاتوغ . (اِ مرکب ) (از:«پای » فارسی ، بمعنی محل و جای + توغ ترکی ) و آن نیزه ٔ کوتاهی است که دُم اسب بر سر آن بندند و بر فراز آن گوئی زرین آویزند و پیشاپیش حکام