پاتریارشلغتنامه دهخداپاتریارش . (اِخ ) نامی که درتورات به نخستین رؤسای خانواده ها میدادند. || شیوخ و آباء. || لقب رئیس کلیسای یونانی و بعض کلیساهای دیگر. و بطْریق معرّب آن است .
پاتریالغتنامه دهخداپاتریا. (اِخ ) دریاچه ای به ایتالیا نزدیک خلیج گائت که بوسیله ٔ تنگه ای بدان متصل شود. این دریاچه دارای هفت هزار گز طول و سه هزار گز عرض است و ماهی بسیار دارد.
پاتریارشلغتنامه دهخداپاتریارش . (اِخ ) نامی که درتورات به نخستین رؤسای خانواده ها میدادند. || شیوخ و آباء. || لقب رئیس کلیسای یونانی و بعض کلیساهای دیگر. و بطْریق معرّب آن است .
بطریرکلغتنامه دهخدابطریرک . [ ب َ ری رَ ] (معرب ، اِ) بطرک . از یونانی پاتریارشس . بمعنی رئیس آباء مرکب از پتریا (اهل و کسان پدر) و ارش (رأس ، اول ). (تفسیر الالفاظ الدخیلة فی ال