يسفرهنگ واژگان قرآناز حروف مقطعه و رموز قرآن (در روايتي از امام صادق عليه السلام آمده که يس يکي از اسماء رسول خدا (صلياللهعليهوآلهوسلّم) است ، و معنايش يا ايها السامع للوحي (هان ا
کيسدیکشنری عربی به فارسیکيسه , کيسه کوچک , کيف پول , چنته , درجيب گذاردن , بلعيدن , گوني , جوال , پيراهن گشاد و کوتاه , شراب سفيد پر الکل وتلخ , يغما , غارتگري , بيغما بردن , اخراج کرد
يُسَاقُونَفرهنگ واژگان قرآنسوق داده مي شوند - رانده مي شوند - هُلشان مي دهند (از مصدرسياقه به معناي وادار کردن به راه رفتن است ، در صورتي که راننده در عقب قرار داشته باشد،به عکس قيادت که
منسلغتنامه دهخدامنس . [ م ِن ِ ] (اِخ ) شکل یونانی شده ٔ «من-ه ئ-ی » . بر اساس روایت کهن مصریان او اولین فرعون مصر و موجد اتحاد و یکپارچگی کشور مصر بود و شهر ممفیس را بر دلتای
پاراگرافلغتنامه دهخداپاراگراف . (فرانسوی ، اِ) قسمتی کوچک از قطعه ٔ نثر و فصل کتاب و جز آن که (ئ) علامت آن است . بند. جزء. قطعه . فقره . || و هم آن علامت را پاراگراف گویند.
رسم الخطلغتنامه دهخدارسم الخط. [ رَ مُل ْ خ َطط ] (ع اِ مرکب ) طرز نگارش حروف هر یک از خطوط متداول در جهان . املا و طریقه ٔ نوشتن . (ناظم الاطباء). طریقه ٔ نوشتن حروف خط یک زبان . (
کرسیلغتنامه دهخداکرسی . [ ک ُ ] (ع اِ) تخت کوچک . (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء) (آنندراج )(یادداشت مؤلف ). || تخت . عرش . سریر. اورنگ . (ناظم الاطباء). گاه . (مهذب الاسماء) : ه