يميندیکشنری عربی به فارسیمستقيم , راست , درست , صحيح , واقعي , بجا , حق , عمودي , قاءمه , درستکار , در سمت راست , درست کردن , اصلا ح کردن , دفع ستم کردن از , درست شدن , قاءم نگاهداشتن
يَمِينِفرهنگ واژگان قرآندست راست - سمت راست - خيرو سعادت - قهر و غلبه و نيرومندي - دين (جمله "قالوا انکم کنتم تاتوننا عن اليمين" کنايه از اين است که شما خود را خيرخواه ما معرفي ميکرديد
يَوْمَيْنِفرهنگ واژگان قرآندو روز(يوم به معناي مقدار قابل ملاحظه از زمان است ، که حادثهاي را در بر گرفته باشد ، و به همين جهت کوتاهي و بلندي اين زمان بر حسب اختلاف حوادث مختلف ميشود ، هر
يَتِيمَيْنِفرهنگ واژگان قرآندو يتيم (يتيم به معناي کودک پدر مرده است ، و به کودکي که مادرش مرده باشد ، يتيم نمي گويند ، بعضي گفتهاند : يتيم در انسانها از طرف پدر ، و در ساير حيوانات از طر
يَتَّقِيفرهنگ واژگان قرآنحفظ مي کند- نگه داري مي کند (عبارت " أَفَمَن يَتَّقِي بِوَجْهِهِ سُوءَ ﭐلْعَذَابِ يَوْمَ ﭐلْقِيَامَةِ وَقِيلَ لِلظَّالِمِينَ ذُوقُواْ مَا کُنتُمْ تَکْسِبُونَ" ي