يَغُضُّواْفرهنگ واژگان قرآنچشم فرو بندند - نظر کوتاه کنند (کلمه غض به معناي روي هم نهادن پلکهاي چشم است و اگر در مورد صوت به کار رود به معني آهسته کردن صداست در عبارتهاي "قُل لِّلْمُؤْمِن
محمد غضائریلغتنامه دهخدامحمد غضائری . [ م ُ ح َم ْ م َ دِ غ َ ءِ ] (اِخ )، مکنی به ابویزید. رجوع به غضائری شود.
ابن غضائریلغتنامه دهخداابن غضائری . [ اِ ن ُ غ َ ءِ ] (اِخ ) ابوالحسین احمدبن حسین بن عبیداﷲ الغضائری . عالم شیعی در اوائل قرن پنجم هجری ، صاحب کتاب رجال معروف . او نزد پدر خود حسین ب
غضائری رازیلغتنامه دهخداغضائری رازی . [ غ َ ءِ ی ِ ] (اِخ ) محمدبن علی غضائری رازی ، مکنی به ابوزید از شاعران بزرگ عراق واز مداحان امرای آخر دیلمی در ری و سلطان یمین الدوله محمود غزنوی
غضائریلغتنامه دهخداغضائری . [ غ َ ءِ ] (اِخ ) احمدبن حسین بن عبیداﷲ غضائری ، مکنی به ابوالحسین معروف به ابن غضائری . وی از مؤلفان نیمه ٔ اول قرن چهارم هجری قمری است و دو کتاب یکی
يَتَّقِيفرهنگ واژگان قرآنحفظ مي کند- نگه داري مي کند (عبارت " أَفَمَن يَتَّقِي بِوَجْهِهِ سُوءَ ﭐلْعَذَابِ يَوْمَ ﭐلْقِيَامَةِ وَقِيلَ لِلظَّالِمِينَ ذُوقُواْ مَا کُنتُمْ تَکْسِبُونَ" ي