يَعْقِلُونَفرهنگ واژگان قرآنتعقل کنند - عاقلانه رفتار کنند(کلمه عقل در لغت به معناي بستن و گره زدن است و به همين مناسبت ادراکاتي که انسان دارد و آنها را در دل پذيرفته و پيمان قلبي نسبت به
لَّا يَعْقِلُونَفرهنگ واژگان قرآنتعقل نمي کنند - عاقلانه رفتار نمي کنند(بعد از "کَانُواْ ":تعقل نمی کردند-عاقلانه رفتار نمی کردند .کلمه عقل در لغت به معناي بستن و گره زدن است و به همين مناسبت ا
يَقْضِ عَلَيْنَافرهنگ واژگان قرآنتا ما را بميراند (کلمه قضاء به معناي حکم است ، و اگر با حرف علي متعدي شود مثل عبارت"فَوَکَزَهُ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيْهِ " کنايه از اين است که با کشتنش کارش را
لَّن يَقْدِرَ عَلَيْهِفرهنگ واژگان قرآنهرگزبر او دست نيابد (کلمه قدر به معناي منزلت است ، و اگر شب نزول قرآن را شب قدر خوانده به خاطر اهتمامي بوده که به مقام و منزلت آن شب داشته ، و يا عنايتي که به ع
لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِفرهنگ واژگان قرآنهرگزبر او تنگ نمي گيريم (کلمه قدر به معناي منزلت است ، و اگر شب نزول قرآن را شب قدر خوانده به خاطر اهتمامي بوده که به مقام و منزلت آن شب داشته ، و يا عنايتي که
مطمئناًفرهنگ انتشارات معین(مُ مَ ئِ نَنú) [ ع . ] (ق .) 1 - بدون شک ، بدون تردید. 2 - با اطمینان خاطر.
دائم الخمرفرهنگ انتشارات معین(ئِ مُ لú خَ) [ ع . ] (ص مر.) اَلْکُلی ، معتاد به شراب یا هر نوشابة الکلی دیگر.