يَعْبُدُوهَافرهنگ واژگان قرآنکه او را بپرستند - که او را عبادت کنند (عبادت و پرستش عبارت است از نشان دادن مملوکيت خويش براي پروردگار به عبارت ساده تر عبادت يعني رفتاري که عبد و بنده بودن را
اِحْتَفَظَ بِمقْعَدِهِ في مَجلِسِ الشَّعبِدیکشنری عربی به فارسیکرسي خود را در مجلس شورا (نمايندگان) حفظ کرد (از دست نداد)
يَعْبُدُفرهنگ واژگان قرآنمي پرستد - عبادت مي کند (عبادت و پرستش عبارت است از نشان دادن مملوکيت خويش براي پروردگار به عبارت ساده تر عبادت يعني رفتاري که عبد و بنده بودن را نشان دهد )
يَعْبُدُواْفرهنگ واژگان قرآنکه بپرستند - که عبادت کنند (عبادت و پرستش عبارت است از نشان دادن مملوکيت خويش براي پروردگار به عبارت ساده تر عبادت يعني رفتاري که عبد و بنده بودن را نشان دهد )
يَعْبُدُونَفرهنگ واژگان قرآنمي پرستند - عبادت مي کنند (عبادت و پرستش عبارت است از نشان دادن مملوکيت خويش براي پروردگار به عبارت ساده تر عبادت يعني رفتاري که عبد و بنده بودن را نشان دهد )
يَعْبُدُونِفرهنگ واژگان قرآنکه مرا بپرستند - که مرا عبادت کنند (عبادت و پرستش عبارت است از نشان دادن مملوکيت خويش براي پروردگار به عبارت ساده تر عبادت يعني رفتاري که عبد و بنده بودن را نشا
مطمئناًفرهنگ انتشارات معین(مُ مَ ئِ نَنú) [ ع . ] (ق .) 1 - بدون شک ، بدون تردید. 2 - با اطمینان خاطر.
دائم الخمرفرهنگ انتشارات معین(ئِ مُ لú خَ) [ ع . ] (ص مر.) اَلْکُلی ، معتاد به شراب یا هر نوشابة الکلی دیگر.