يَکْفُرْفرهنگ واژگان قرآنکافر شود - کفر ورزد(جزمش به دليل شرط واقع شدن براي جمله بعدي است .کلمه کفر در اصل به معناي پوشاندن است براي همين در عبارت " کَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ ﭐلْکُفَّارَ
يَکْفُرُفرهنگ واژگان قرآنکافر می شود - کفر می ورزد(جزمش به دليل شرط واقع شدن براي جمله بعدي است .کلمه کفر در اصل به معناي پوشاندن است براي همين در عبارت " کَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ ﭐلْکُ
يُکَفِّرُفرهنگ واژگان قرآنناديده گرفته و می بخشد - می پوشاند - محو می کند(کلمه کفر در اصل به معناي پوشاندن است براي همين در عبارت " کَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ ﭐلْکُفَّارَ نَبَاتُهُ "به معن
يُکَفِّرْفرهنگ واژگان قرآنناديده گرفته و می بخشد - می پوشاند - محو می کند(کلمه کفر در اصل به معناي پوشاندن است براي همين در عبارت " کَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ ﭐلْکُفَّارَ نَبَاتُهُ "به معن
يُکَفِّرَفرهنگ واژگان قرآنکه ناديده گرفته و ببخشد - که بپوشاند - که محو کند(کلمه کفر در اصل به معناي پوشاندن است براي همين در عبارت " کَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ ﭐلْکُفَّارَ نَبَاتُهُ "به م