يددیکشنری عربی به فارسیدست , عقربه , دسته , دستخط , خط , شرکت , دخالت , کمک , طرف , پهلو , پيمان , دادن , کمک کردن , بادست کاري را انجام دادن , يک وجب
یدلغتنامه دهخداید. [ ی ُ ] (فینیقی ، اِ) اِیُد. دهمین حرف از حروف تهجی مردم فینیقیه و آواز آن چون «ای » یونانی باشد. ایگریک = Y. (یادداشت مؤلف ).
یدلغتنامه دهخداید. [ ی َدد ] (ع اِ) لغتی است در یَد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). دست .
یدلغتنامه دهخداید. [ ی َ ] (اِخ ) بلاد یمن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). رجوع به یمن شود.
يَدٍفرهنگ واژگان قرآندست - قدرت و نعمت (کلمه يد به معناي دست آدمي است ، و به قدرت و نعمت نيز اطلاق ميشود ، حال اگر منظور از آن درعبارت "حَتَّىٰ يُعْطُواْ ﭐلْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ
بَيْنَ يَدَيْفرهنگ واژگان قرآنپیشاپیش - پیش از(در اصل "يدين"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گرديده است در عباراتي نظير"بين يديه "بين دو دست استعاره از پيش رو ، مقابل يا آينده مي باشد.بر
بَيْنَ يَدَيِفرهنگ واژگان قرآنجلوتر از (در اصل "يدين"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گرديده است در عباراتي نظير"بين يديه "بين دو دست استعاره از پيش رو ، مقابل يا آينده مي باشد.براي کلمه
بَيْنَ يَدَيَّفرهنگ واژگان قرآنپیش از من (در اصل "يدين"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گرديده است . براي کلمه يد معاني زيادي غير از دست ذکر کردهاند ، و ليکن بايد دانست که اين کلمه داراي
يَدٍفرهنگ واژگان قرآندست - قدرت و نعمت (کلمه يد به معناي دست آدمي است ، و به قدرت و نعمت نيز اطلاق ميشود ، حال اگر منظور از آن درعبارت "حَتَّىٰ يُعْطُواْ ﭐلْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ