ویکلغتنامه دهخداویک . (اِخ ) دهی است از دهستان ابهررود بخش قیدار شهرستان زنجان . (فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
ویکلغتنامه دهخداویک . [ وَ / وِ / وی ] (صوت ) کلمه ای است که چون از چیزی نفرت نمایند گویند. (برهان ). || به معنی ویحک است ، و آن لفظی است عربی و کلمه ٔ ترحم است یعنی ای نیک بخت
ویکلغتنامه دهخداویک . [ وَ ک َ ] (ع صوت ) تعجب از تو. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ). درعربی وی به فتح و سکون یاء کلمه ٔ تعجب است ، یقال : ویک و وی لزید. (حاشیه ٔ ب
ویکفرهنگ انتشارات معین(وَ) [ ع . ] (شب جم .) وای بر تو، کلمه ای است که در هنگام ندبه و زاری گفته می شود.