ویونافرهنگ نامها(تلفظ: vauonā) [وَیُو (در سنسکریت) = عروس و (در اوستایی) = ازدواج کردن + نا (پسوند نسبت)] منسوب به وَیو ؛ (به مجاز) عروس ؛ دختری که عروس شده .
اونجهانلغتنامه دهخدااونجهان . [ ] (اِخ ) نامی است که در ابن الندیم بنقل از جهشیاری به پدر جمشید یعنی ویونگهان میدهد. معرب ویونگهان پدر جمشید. (ابن الندیم ، از جهشیاری ). رجوع به وی
حزوریلغتنامه دهخداحزوری . [ ح َ زَوْ وَ ] (اِخ ) کوفی . علی بن حزور. از ابومریم جعفی ویونس بن بکیر و سعیدبن محمد وراق و مصعب بن سلام از وی روایت دارند، لکن قوی الحدیث نباشد. (سمع
خرمازلغتنامه دهخداخرماز. [ خ َ ] (اِخ ) ابن ارسلان . از پادشاهان قبل از اسلام و از خاندان ساسانیان بوده است : این خرماز از خاندان ملک بوده ست اما نه از این بطن که یاد کرده آمده ا
سموملغتنامه دهخداسموم . [ س َ ] (ع اِ) باد گرم . ج ، سمائم . (غیاث ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (مجمل اللغة) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 59). باد گرم (ویؤنث ) ج ، سمائم .