ویشتاسبواژهنامه آزادویشتاسب به چم (:معنی) پیشتاز بوده و به وسپوهری گفته میشد که با اسبی در پیشاپیش سپاه پارسیان حرکت میکرد. ویشتاسب به چم(:معنی) پیشتاز می باشد چون در زمان پادشاهی
ویشتاسبفرهنگ نامها(تلفظ: vištāsb) (= گشتاسب) به معنی دارندهی اسب چموش و رَمو ؛ ( در اعلام) پسر ارشامه و پدر داریوش اول پادشاه بزرگ هخامنشی .
پشت ویشتاسپانلغتنامه دهخداپشت ویشتاسپان . [ پ ُ ] (اِخ ) بمعنی پشت و پناه گشتاسب است و اسم دیگری است از برای کوه ریوند. در فقره ٔ 34 فصل 12 بندهش مندرج است : «کوه گناود (گُناباد) در نه ف
آرتانواژهنامه آزادنام برادر داریوش و پسر ویشتاسب 2.در زبان آذری به معنی:در حال فزونی و افزایش(نام پسرانه) پر برکت
بشتاسبلغتنامه دهخدابشتاسب . [ ب ُ ] (اِخ ) ویشتاسب . بشتاسف . گشتاسب . رجوع به گشتاسب و مزدیسنا و ادب پارسی و الوزراء الکتاب ص 6 و کامل ابن اثیر ج 1 ص 110، 117 و قفطی ص 13، 18 و ا
زرستونلغتنامه دهخدازرستون . [ زَ رِ ] (اِخ ) دختر ارجاسب که زیباترین دخترخیونی بود و ارجاسب در جنگ با ویشتاسب وعده میدهد که هر کس زریر را بکشد دخترش را به او خواهد داد. ویدرفش این
فراتاگونلغتنامه دهخدافراتاگون . [ فْرا / ف َ گُن ْ ] (اِخ ) نام یکی از زنان داریوش کبیر که دختر آرتان است و داریوش از او دو پسر بنام آبراکوام و هی پرانت داشت . باید گفت که فراتاگون
داریوشفرهنگ نامها(تلفظ: dāruš) (= دارا ، دارای ، داراب) به معنی دارندهی نیکی ؛ (در اعلام) نام چند تن از شاهنشاهان هخامنشی. ]داریوش اول یا داریوش بزرگ پسر ویشتاسب ؛ داریوش دوم (