ویرایشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه تصحیح، اِدیت، اصلاح، نمونهخوانی، غلطگیری نشانههایویرایشی، علامات تصحیح ویراستار، مصحح، نمونهخوان، ادیتور، غلطگیر،
ویرایشفرهنگ انتشارات معین(یِ) (اِمص .) زیاد یا کم کردن مطلب ، تصحیح و تنقیح متن هایی که جهت چاپ و نشر آماده می کنند.
ویرایش 1editواژههای مصوب فرهنگستان[رایانه و فنّاوری اطلاعات] یکی از گزینههای گزینگان که امکان تغییرات گوناگون در هر پرونده را ایجاد میکند متـ . ویرایش کردن [عمومی] تصحیح و آمادهسازی متن مکتوب
ویرایش رِناRNA editingواژههای مصوب فرهنگستانفرایندی که در آن تغییرات ویژۀ پَسارونوشتی (post transcriptional) موجب تغییر توالی بازهای یک رِنا میشود
editedدیکشنری انگلیسی به فارسیویرایش شده، ویراستن، نشر کردن، اماده چاپ کردن، تنظیم کردن، تغییر دادن یا تصحیح کردن