وکملغتنامه دهخداوکم . [ وَ ] (ع مص ) سپرده شدن زیر پای و خورده شدن . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). و فعل آن به طور مجهول استعمال شود. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
وکمةلغتنامه دهخداوکمة. [ وَ م َ ] (ع ص ) زن سطبر سیرشکم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). الغیضة المشبعة، و قیل الغیضة المسبعة. (اقرب الموارد).
وکمةلغتنامه دهخداوکمة. [ وَ م َ ] (ع ص ) زن سطبر سیرشکم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). الغیضة المشبعة، و قیل الغیضة المسبعة. (اقرب الموارد).
تَصْلَىٰ نَاراًفرهنگ واژگان قرآنملازم وداخل آتشي هست به تمام وکمال(آن قدر داخل آتش مي شود که نهايت درجه حرارت آتش را لمس مي کند)
يُتَوَفَّوْنَفرهنگ واژگان قرآنميرانده مي شوند- به تمام وکمال قبض روح می شوند (ازمصدر توفي به معناي رساندن حق به صاحب آن است ، البته رساندن بطور کامل و چون به هنگام قبض روح نيز روح که در اصل