وَهَّاجاًفرهنگ واژگان قرآنچيزي که نور و حرارت شديدي داشته باشد (منظور از چراغ وهاج در عبارت "وَجَعَلْنَا سِرَاجاً وَهَّاجاً "خورشيد است)
واجار کردنلغتنامه دهخداواجار کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) یعنی به همه گفتن (شاید از پهلوی باشد). بازاری کردن (در تداول عامه خاصه زنان ). به همه گفتن . علنی کردن . فاش کردن . به آواز ب
واجارلغتنامه دهخداواجار. (اِ) به معنی بازار و از بازار افصح است زیرا در لغت فرس با زای تازی کمتر مستعمل است و فصیحتر از آن واژار است چه جیم تازی نیز کمتر می آید. (آنندراج ) (انجم
واجانلغتنامه دهخداواجان . (اِخ ) از دیه های وره قم . (تاریخ قم ص 138). و در ص 119 همان کتاب از دهات «وازین طسوج » آمده است .