وَقْرٌفرهنگ واژگان قرآنسنگيني گوش (کلمه وقر به معناي بار سنگين است ، و در عبارت َكَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً "(:گويا در دو گوشش وقر است) اين است که گويا چيزي به گوشهايش بسته که از
وقرلغتنامه دهخداوقر. [ وَ ق ُ ] (ع ص ) (رجل ...) مرد بردبار و آهسته کار. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
وقرلغتنامه دهخداوقر. [ وِ ] (ع اِ) بار گران ، یا عام است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ج ، اوقار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || بار خر و استر، چنان
وقرلغتنامه دهخداوقر. [ وَ ] (ع مص ) گران گردیدن گوش . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). گران کردن گوش را. (منتهی الارب )(ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب ع
وقرلغتنامه دهخداوقر. [ وَ ق ُ ] (ع ص ) (رجل ...) مرد بردبار و آهسته کار. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
وقرلغتنامه دهخداوقر. [ وِ ] (ع اِ) بار گران ، یا عام است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ج ، اوقار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || بار خر و استر، چنان