وَحْيِنَافرهنگ واژگان قرآنوحی کردن ما - وحی ما (وحي در اصل به معناي اشاره سريع است البته اشاره اي از جنس کلام و به صورت رمزگويي .به همين جهت ازاين كلمه در القاي معنا به نحو پوشيده از اغي
وَصَّيْنَافرهنگ واژگان قرآنسفارش کردیم (کلمه وصيت به معناي اين است که عملي را به ديگري پيشنهاد کني ، پيشنهادي که همراه با پند و اندرز باشد)
وَلِيُّنَافرهنگ واژگان قرآنصاحب اختيارشما- سرپرست شما- دوست اداره کننده ی امور شما(کلمه ولي از ماده ولايت است ، و ولايت در اصل به معناي مالکيت تدبير امر است ، مثلا ولي صغير يا مجنون يا سف
يَعْمَهُونَفرهنگ واژگان قرآنسرگردان وحيرانند (کلمه يعمهون از ماده عمه و به معناي تردد و سرگرداني است )
مقوددیکشنری عربی به فارسیافسار سگ وحيوانات مشابه , افسار بستن , بند زدن , دسته سه تايي , فرمان ماشين , فرمان
ظبيدیکشنری عربی به فارسیبزکوهي , جنس نر اهو وحيوانات ديگر , قوچ , دلا ر , بالا پريدن وقوز کردن(چون اسب) , ازروي خرک پريدن , مخالفت کردن با (دربازي فوتبال وغيره) , جفتک , جفتک انداختن ,
يَمُدُّهُمْفرهنگ واژگان قرآنآنان را مهلت می دهد (عبارت "يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ" یعنی : آنان را در سركشى وتجاوزشان مهلت مىدهد [تا در گمراهىشان] سرگردان وحيران بمانند)