ونوشکواژهنامه آزادمیوه درخت بنه که در کرمانشاه آن را ونوشک می نامند و از آن یک نوع ترشی به همین نام درست می کنند.
ونوشلغتنامه دهخداونوش . [ وِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلرودپی بخش مرکزی شهرستان نوشهر. سکنه ٔ آن 200 تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
ونوشلغتنامه دهخداونوش . [ وِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلرودپی بخش مرکزی شهرستان نوشهر. سکنه ٔ آن 200 تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
خِتَامُهُفرهنگ واژگان قرآنمهرو مومش - پايانش (درمورد خوردني ونوشيدني آخرين طعمي که از آن در دهان باقي مي ماند )(کلمه ختام به معناي وسيله مهر زدن است و در عبارت "خِتَامُهُ مِسْکٌ " ميفرما
پری نوشواژهنامه آزادپری در فارسی به معنای فرشته ونوش به معنای زندگی که میتوان به عنوان فرشته زندگی معنا کرد-نوش به معنای عسل میباشد که به عنوان ملکه عسل نیز میتوان معنا نمود