153 مدخل
ونم . [ وَ ] (ع مص ) پیخال انداختن مگس . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ).
ونمة. [ وَ ن َ م َ ] (ع اِ) پیخال مگس . (منتهی الارب ).
نام روستایی در نور
ازدهار
حضن
قرية
ونمن
ندانسته ونمي داني
نشناخته ونمي شناسند
نیامده ونمی آید