وندالغتنامه دهخداوندا. [ وَ ] (اِ) به لغت ژند و پاژند، خواهش و خواسته . (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا).
ونداواژهنامه آزادامید - آرزو وٍندا به معنی آرزو و آمال می باشد وندا یکی از طوایف و مستقل ترک در فارس بود که در دوره فتحلی شاه قاجار استقلال آن در هم ریخته شد و این طایفه بین ایل
وندافرهنگ نامها(تلفظ: vandā) (در زند و پازند) خواهش و خواسته ؛ (در اوستا) ستایش کننده ، نیایش کننده .
ونداامیدلغتنامه دهخداونداامید. [ وَ دا اُ ] (اِخ ) ابن شهریار. از حکمرانان رویان رستمدار سلسله ٔ بادوسبان ملوک طبرستان (177-209 هَ .ق .).
وندادهلغتنامه دهخداونداده . [ وَ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش میمه ٔ شهرستان کاشان با 1500 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
وندادهرمزدلغتنامه دهخداوندادهرمزد. [ وَ هَُ م ُ ] (اِخ ) نام پسر الندا ابن قارن بن سوخرای یزدانی است که پیش از طایفه ٔ گاوباره درطبرستان ملک الجبال بودندی . (انجمن آرا) (آنندراج ).
ونداامیدلغتنامه دهخداونداامید. [ وَ دا اُ ] (اِخ ) ابن شهریار. از حکمرانان رویان رستمدار سلسله ٔ بادوسبان ملوک طبرستان (177-209 هَ .ق .).
وندادهلغتنامه دهخداونداده . [ وَ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش میمه ٔ شهرستان کاشان با 1500 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
وندادهرمزدلغتنامه دهخداوندادهرمزد. [ وَ هَُ م ُ ] (اِخ ) نام پسر الندا ابن قارن بن سوخرای یزدانی است که پیش از طایفه ٔ گاوباره درطبرستان ملک الجبال بودندی . (انجمن آرا) (آنندراج ).