ونائیلغتنامه دهخداونائی . [ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان برده بره ٔ بخش اشترینان شهرستان بروجرد،واقع در ده هزارگزی جنوب باختری شوسه ٔ اشترینان به بروجرد. سکنه ٔ آن 1276 تن . آب
ونائیلغتنامه دهخداونائی . [ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان شاه آباد. سکنه ٔ آن 500 تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
ونائیلغتنامه دهخداونائی . [ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان فیلاب بالا از بخش الوار گرمسیری شهرستان خرم آباد واقع در 19 هزارگزی خاور راه شوسه ٔ خرم آباد به اندیمشک . سکنه ٔ آن 100
وائیگاچلغتنامه دهخداوائیگاچ . (اِخ ) جزیره ٔ روسی در اقیانوس منجمد شمالی ، واقع بین قاره و زامبل جدید .
ورنائیلغتنامه دهخداورنائی . [ وَ / وُ ] (حامص ) برنائی . جوانی : نگر تا نیز بیهوده نگویی به پیری طبع ورنائی نجویی . (ویس و رامین ).رجوع به برنا وورنا شود.
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن عبدالبر حسنی شافعی . مشهور به ونائی و ملقّب به جمال الدین . رجوع به علی ونائی شود.
بروجردلغتنامه دهخدابروجرد. [ ب ُ ج ِ ] (اِخ ) (شهرستان ...) یکی از شهرستان های استان ششم کشور بوده و محدود است از شمال به شهرستان ملایر، از جنوب و مغرب به شهرستان خرم آباد، از مشر
وائیگاچلغتنامه دهخداوائیگاچ . (اِخ ) جزیره ٔ روسی در اقیانوس منجمد شمالی ، واقع بین قاره و زامبل جدید .