ولیچهلغتنامه دهخداولیچه . [ وَ چ َ / چ ِ ] (اِ) دوست خالص و برگزیده و معتمدعلیه . (از آنندراج ). رجوع به ولیجه شود.
خاصهلغتنامه دهخداخاصه . [ خاص ْ ص َ ] (ع ص ، ا، ق ) خاصة. ضد عامه . (ناظم الاطباء). ضد عام . (آنندراج ). الذی تخصّه لنفسک . ضدالعامة کالخاص .(اقرب الموارد) (تاج العروس ) (المنجد
ولیقةلغتنامه دهخداولیقة. [ وَ ق َ ] (ع اِ) طعامی است که از مسکه و آرد یا آرد و شیر و روغن سازند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). آرد شیر. (مهذب الاسماء).
ولیحةلغتنامه دهخداولیحة. [ وَ ح َ ] (ع اِ) غراره و خنور. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ج ، ولیح ، ولائح . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).