ولیقةلغتنامه دهخداولیقة. [ وَ ق َ ] (ع اِ) طعامی است که از مسکه و آرد یا آرد و شیر و روغن سازند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). آرد شیر. (مهذب الاسماء).
وثیقهدیکشنری فارسی به انگلیسیbail, collateral, deposit, gage, guarantee, guaranty, margin, pawn, pledge, security, surety
وریقةلغتنامه دهخداوریقة. [ وَ ق َ ] (ع ص ) (شجرة...) درخت بسیاربرگ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج ).
وثیقةلغتنامه دهخداوثیقة. [ وَ ق َ ] (ع ص ) تأنیث وثیق . (اقرب الموارد). || (اِ) عهدنامه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث ) (ناظم الاطباء). || آنچه بدان استواری نمایند در کاری .